الشيخ المنتظري
301
درسهايى از نهج البلاغه ( فارسي )
مى گويند : چيست براى اين كتاب كه هيچ عمل كوچك و بزرگى را ترك نكرده مگر اين كه آن را ثبت كرده است ، « يغادر » به معناى ترك آمده ; و « غودر » در اين عبارت حضرت هم به معناى « ترك شده » است . « رهين » به معناى « مرهون » است ; مىفرمايد : اين انسان را پس از مردن تحويل محلّه اموات داده و در قبرستان ترك نموده و به گرو گذاشته اند . « و فى ضيق المضجع وحيداً » عطف است به « فى محلّة » ، مىفرمايد : و ترك شده در تنگى محلّ خواب در حالتى كه تنهاست . « ضيق المضجع » از باب اضافه صفت به موصوف است ; يعنى در محلّ خوابى كه تنگ است رها شده در حالى كه يكّه و تنهاست . « قَدْ هَتَكَتِ الْهَوَامُّ جِلْدَتَهُ ، وَاَبْلَتِ النَّواهِكُ جِدَّتَهُ ، وَعَفَتِ الْعَوَاصِفُ آثَارَهُ ، وَمَحَا الْحَدَثَانِ مَعَالِمَهُ ، وَصَارَتِ الاَْجْسَادُ شَحِبَةً بَعْدَ بَضَّتِهَا ، وَالْعِظَامُ نَخِرَةً بَعْدَ قُوَّتِهَا » ( گزنده ها پوست تنش را پاره پاره كرده اند ، و سختى ها تازگى او را پوسانده و از بين برده است ، و بادهاى سخت آثارش را محو كرده ، و مصائب دوران نشانه هاى او را نابود كرده ، و جسدها پس از طراوت و تازگى تغيير يافته ، و استخوانها بعد از توانايى پوسيده شده است . ) بدن آنها در قبرستان و آن خوابگاه تنگ ترك شده و رهن گذاشته شده است ، اى كاش به همان تنگى و تاريكىِ جا اكتفا مىشد بلكه فرموده اند : « قد هتكت الهوامّ جلدته » مار و مورها پوست بدن او را پاره پاره نموده و او را نابود كرده اند . « هوامّ » جمع « هَامَّةٌ » به حشرات سمّى و غير سمّى گفته مىشود . وقتى كه جنازه را توى قبر مىگذارند يك مشت حشرات سمّى و غير سمّى دور جنازه پيدا مىشوند و جنازه را قطعه قطعه مىكنند ، مىخورند و بعد هم خودشان نابود مىشوند . مثلا يك گنجشك مرده را ديده ايد كه مورچه ها ، زنبورها و سوسكها اطرافش مىريزند و در يك وقت كمى مشاهده مىكنيم هر ذرّه آن به دهان يكى از اين حشرات به جاى ديگر منتقل شده و لاشه آن نابود شده است . يك چنين منظره اى